علامه

سم الله الرحمن الرحیم

بالاخره پس از گذشت چند ماه از انتشار مطالبی نادرست منتسب به حضرت استاد علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) و توهین های کم سابقه نسبت به عرفا و فلاسفه اسلامی، معظّمٌ له دیروز در یک موضع گیری صریح، انتساب مطالب منتشر شده به خودشان را تکذیب و در ردّ آن، مرقومه ای را مکتوب فرمودند.

همچنین حجت الاسلام صمدی آملی، با ارسال متنی به خبرگزاری فارس، پیرامون سخنان خویش که در پانزده سال قبل ایراد شده بود، توضیحی ارائه کردند و سخنان سابقشان را که به عنوان احتمال علمی و در قالب مثال مطرح شده بود را مردود اعلام کردند.

چند سال پیش بود که فایل صوتی "شرح مراتب طهارت" آقای صمدی آملی را از مغازه خریدم. همینطوری یکی از فایلهای آن را باز کردم. لحن صحبت ایشان در این فایل با فایلهای قبلی اش فرق داشت، مقداری از آن را که گوش دادم فهمیدم که این جلسه، خصوصی است(کما اینکه خود ایشان هم در فایل اشاره میکنند) و تعجب کردم که چطور براحتی در مغازه ها به فروش میرسد. از انجا که فایل خصوصی بود، بیشتر مایل شدم که فایل را تا آخر گوش بدهم. وقتی به دقایق آخر رسیدم، همان صحبتهای ایشان درباره شمر و ... که همه تان شنیده اید، خیلی برایم سنگین بود و هضمش دشوار. حرفهای ایشان را قبول نکردم و موکول کردم به آینده تا حقیقت واضح شود. در همان لحظه به ذهنم خطور کرد که اگر این فایل، به دست مخالفین یا معاندین نسبت به فلسفه و عرفان برسد، غوغا به پا خواهند کرد. قبل از نوروز امسال همین اتفاق افتاد و ابتدا در سایتهای مخالف، و سپس با بلوتوث روی هر گوشی ای پخش شد و شد آنچه که شد...

کسانی که این فایل صوتی را گوش نداده اند، میتوانند برای خواندن متن کامل این سخنان، اینجا را کلیک کنید.

همینجا لازم است ذکر کنم که ظاهرا بعضی ادعا کرده بودند که این فایل، همین امسال توسط آقای صمدی ایراد شده است، در حالی که این فایل مربوط به پانزده سال قبل است.

این فایل حجت الاسلام صمدی، خصوصی بوده که می بایست آن شخصی که این فایل را در بصورت علنی در اختیار مغازه ها قرار داده است، توبیخ شود؛ و نیز سایتهایی که بی تقوایی نمودند و این فایل خصوصی را پخش نمودند. چرا که ایشان یقینا در علن، چنین مباحثی را مطرح نمیکنند. با آنکه نظر فعلی آقای صمدی، اصلا این چیزی که در فایل بعنوان بحثی علمی مطرح شده، نیست که در ادامه خواهد آمد.

کما اینکه ایشان در این فایل بالصراحه میگویند که ما حرفمان روی این مصادیق(یزید و شمر و...) نیست و ممکن است این اشخاص مصداق بحث علمی ما نباشند. و نیز میفرمایند که بحث علمیش را نیز باید برهانی کنیم و نمیتوان به سادگی پذیرفت.

متاسفانه بسیاری از جملاتیکه آقای صمدی اصلا آنها را بیان نکرده بودند، توسط بعضی سایتها منتشر شد که ما به این بی تقوایی ها عادت داریم! (همینجا لازم است ذکر کنم که فایل صوتی و متن سخنان دکتر عباسی را نیز همین سایتهای ضد فلسفه و عرفان برای "اولین بار" بصورت تقطیع شده منتشر کردند که البته دکتر عباسی به جای انکه در تقطیع سخنانش به این سایتها انتقاد کند، به دیگر سایتها حمله کردند.)

همچنین در قسمت نظرات سایتهای مخالف، بدترین هتاکیها و بی احترامیها از قبیل لعن و فحش و... (که لا اقل برای بنده بی سابقه بود) نسبت به بزرگان عرفان و فلسفه مخصوصا علامه حسن زاده صورت گرفته بود - العیاذ بالله- که جهت اطلاع بیشتر، اینجا را کلیک کنید.

 

واکنش علامه حسن زاده آملی:

سایتهای مخالف، سعی نمودند تا با انتشار سخنان حجت الاسلام صمدی، از آنجا که ایشان شاگرد علامه حسن زاده بودند، آنرا به علامه نسبت دهند و بدین وسیله تمام فلاسفه و عارفان را تخریب کنند. در حالی که آقای صمدی بر فرض هم که این سخنانش را به علامه حسن زاده نسبت داده باشد، علامه حسن زاده انتساب این سخنان به خویش را تکذیب نمودند. الحمدلله که این علامه ذوالفنون، با درایت خویش راه را بر سوء استفاده کنندگان بستند و حقیقت را بر ما روشن ساختند؛ ما نیز پیرو حقیقتیم نه پیرو اشخاص!


متن کامل خبر:

متن کامل این خبر را برایتان نقل میکنم (به نقل از خبرگزاری فارس، و رجانیوز، و علامه دهر):


در پی انتشار سخنان جنجال برانگیز حجت‌الاسلام داوود صمدی آملی درباره مساله «تشکیک در ماهیت» (عین ثابت)، عوض شدن «عین ثابت» و متفرع کردن برخی احتمالات ناحق و نادرست به آن اصل، مانند «احتمال بهشت رفتن یزید» و سوء استفاده سایت‌های ضد عرفان و فلسفه اسلامی از این امر که با تقطیع و کم و زیاد کردن عبارات حجت‌الاسلام صمدی، باعث بدتر جلوه دادن عبارات نادرست وی شدند و بزرگان عرفان اسلامی ‌از جمله علامه حسن‌زاده آملی را متهم ساختند، ایشان با صدور پیامی سخنان منسوب به خود از سوی مخالفان فلسفه و عرفان را تکذیب کرد.

بالاخره پس از گذشت چند ماه از انتشار مطالبی نادرست منتسب به حضرت استاد علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) و توهین های کم سابقه نسبت به عرفا و فلاسفه اسلامی، معظّمٌ له دیروز در یک موضع گیری صریح، انتساب مطالب منتشر شده به خودشان را تکذیب و در ردّ آن، مرقومه زیر را مکتوب فرمودند.
گفتنی است معظّمٌ له که به ندرت در طول حیات پربرکتشان به چنین موضع گیری هایی پرداخته اند،این بار به خاطر دفاع از حریم عرفا، علما و فلاسفه اسلامی نظر مبارکشان را صریحاً مرقوم فرمودند تا پایانی باشد بر آغازی به نام تخریب و توهین به علمای سترگ اسلامی
...
 

بسم الله الرحمن الرحیم

این متمسک به ذیل ولایت امام امیرالمومنین علی‌بن ابی‌طالب و حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا و اولاد طاهرینشان علیهم السلام با اعلام برائت و بیزاری از قاطبه دشمنان، معاندان و غاصبان حقوق حقه اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین معروض می‌دارد:

شنیده ام برخی از کسانی که در درس و بحثهای حقیر حضور پیدا کرده‌اند، بر اثر عدم تلقی صحیح مطالب و خلط مباحث برداشت‌های ناصحیح خود را که مخالف با حقایق دین مبین اسلام و اقتضائات تولی و تبری است من جمله در تعریف بهشتیان به من نسبت داده‌‌اند، از این روی صریحا اعلام می‌کنم این گونه نسبت‌ها به حقیر ربطی نداشته و ندارد.

والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

حسن حسن زاده آملی، بیستم جمادی الثانی 1433 مطابق با 22/2/1391




واکنش استاد صمدی آملی:

استاد صمدی آملی نیز، چنانکه از ایشان انتظار میرفت، بلافاصله در متنی که برای خبرگزاری فارس ارسال نموده بودند، سخنان سابق خود (که به عنوان احتمالی علمی و در قالب مثال، در پانزده سال قبل ایراد شده بود) را مردود اعلام نمودند و با صراحت و قاطعیت عقاید حقّه ی امامیه را ابراز نمودند.


متن خبر:

بسم الله الرحمن الرحیم

خبرگزاری فارس: حجت الاسلام والمسلمین صمدی آملی برای تنویر افکار عمومی و در پاسخ به برخی حاشیه‌ها توضیحی منتشر کرد و نوشت: تولّی و تبّری اصل مسلّم ما شیعیان خالص امامیه‌ اثنی عشریه است.

به گزارش خبرگزاری فارس، حجت الاسلام والمسلمین داود صمدی آملی در پی ایجاد برخی مباحث حاشیه‌ای درباره مساله «تشکیک در ماهیت» (عین ثابت)، عوض شدن «عین ثابت» متن زیر را برای خبرگزاری فارس ارسال کرده است که عینا منتشر می‌شود:

 


بسم الله الرحمن الرحیم

اخیراً موضوعاتی مطرح شده مبنی بر این که اینجانب حدوداً پانزده سال قبل در جلسه‌ای درسی و علمی و در قالب مثال از اسامی افرادی کثیف استفاده کردم که سبب برداشت‌های ناصحیح گردیده است. اینجانب اعلام می‌دارم براساس نصوص قرآنی و روایی جهنمی بودن و خلود آنها در قعر جهنم امری محرز و مسلم است که شک بردار نیست. واصل تولی به ولایت بلافصل حضرت امام امیرالمؤمنین علیه السلام و اولاد طاهرین‌شان تا حضرت بقیة‌الله الاعظم مهدی فاطمی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف، و تبری جستن از دشمنان و غاصبان حقوق حقه الهیه‌ آنان به نصّ قرآن کریم و روایات، یعنی اصل اصیل و پایدار تولّی و تبّری اصل مسلّم ما شیعیان خالص امامیه‌ اثنی عشریه است که موجب تعالی روح انسانی و موهبت الهی است که شیعه اهل بیت علیهم السلام بدان مفتخر است.

میزان ما براساس حدیث شریف و متواتر از جناب رسول‌الله الاعظم صلّی‌الله علیه وآله و سلم همان ثقلین کتاب الله و عترت، اهل بیت علیم السلام است و تا قیام قیامت هم خواهد بود.

الحمدالله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایتهم و محبتهم اجمعین

والسلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته

بیست و دوم جمادی الثانی 1433 ق مطابق 1391.2.24 ش

داود صمدی آملی



استاد صمدی

 

از هایی از جلسه 7 - استاد آیت الله صمدی آملی - مسجد جامع قلهک - 10/11/89

بحث  پيرامون مقام : في مقعد صدق عند مليك مقتدر  بود كه عرفاي واقعي را در بهشت به تعبيري نمي توان يافت و آنها عند مليك مقتدر هستند و حفظ حضور در هنگام تجلي اين دو اسم آنقدر سنگين است كه كار هر كسي نيست . كما اينكه شيطان پس از حدود 6000 سال عبادت به حضور رسيد ولي نتوانست در اين مقام بماند و ادب مع الله را حفظ كند و شيطاني حرف زد و گفت  رب بما اغويتني ... در حالي كه حضرت آدم چقدر مودب فرمود ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الظالمين. 

ای کاش به دست عارفی بیفتیم تا ایشان ما را بالا بکشد تا ببینیم چه خبر ها است عالم . بین دو نفر بر سر تعیین حدود زمینی و مالکیت آن اختلاف پیش آمده بود گفتند برویم و از فلان عالم بزرگ بخواهیم  تا او داوری کند به ایشان موضوع را گفتند ایشان فرمودند با هم به سر زمین برویم و گوششان را نزدیک زمین بردند و فرمودند بگذارید خود زمین ببینم چه می گوید و سر برداشتند و فرمودند زمین می گوید این بخش مال هیچکدامتان نیست و به فرد دیگری تعلق دارد . عالم چه خبر ها است خدایا ندارم خبری !

زمین ما در مقابل همین عالم مادی هم چیزی به حساب نمی آید در کتاب شرح چغمینی آمده که نسبت ستاره شعرای یمانی به زمین ما به نسبت آن است که دانه جوی را از عرض ۷ قسمت کنیم و یک قسمت آنرا با بلندی کوه دماوند مقایسه کنیم !

عارفی در یک سجده و یک آن مشاهده کرد که کهکشان ها سیر می کند همینطور کهکشان پشت کهکشان و تمامی ندارد و حضرت علامه هم به بحث تناهی ابعاد اشکلات جدی وارد نموده اند .

تا به چند سال پیش فکر می کردیم پیامبر دوست دارد به معراج رود بعد دریافتیم که ساکنین عوالم مافوق می آیند و پیامبر را می برند تا از دیدار با حضرتش آنها هم فیض ببرند و به طور کلی انسان اگر شب زنده داری داشته باشد اهل حضور و مراقبت و سکوت و خلوت ...  باشد  و اعمال و کار هایش را مواظبت کند بدانید می آیند او را می برند و عظمت چنین انسانی به گونه ای است که ستاره شعرای یمانی در مقابل او فروغی ندارد!

جناب زعفر جنی هم تا همین ۱۰ الی ۲۰  سال پیش زنده بودند و به طور کلی جنیان پر عمر هستند و نوعا عمر های ۱۰۰۰ سال و ۲۰۰۰ سال و ۳۰۰۰ سال دارند .

علامه و خواجه نصیر

 
 
علامه حسن زاده آملي

 

بنده حدود سي سال پيش صحبتي با يك رياضيدان داشتيم تا اين كه كلام كشيد به اين شكل هندسي ((قطاع)) من از او، به خاطر غرض الهي كه در نظر داشتم ، سئوال كردم

 

عزيز من از اين شكل چند حكم هندسي مي توان استفاده كرد؟

گفت : شايد هفت تا ده تا حكم .

گفتم : مثلا  بيست تا چطور؟

گفت : شايد. ممكن است .

گفتم : دويست تا چطور ؟ به من نگاه مي كرد كه آيا دويست حكم هندسي مي توان ازآن استنباط كرد و توقف كرد.

گفتم : دوهزار تا چطور؟ همين طور به من نگاه مي كرد.

گفتم : دويست هزار چطور ؟ خيال مي كرد كه من سر مطايبه و شوخي دارم و به مجاز حرف مي زنم . بعد به او گفتم آقا اين خواجه نصير الدين طوسي كتابي دارد به نام : ((كشف القناع عن اسرار شكل القطاع)) .

و جناب خواجه از اين يك شكل ، چهارصد و نود و هفت هزار و ششصد و شصت وچهار حكم هندسي استنباط كرده يعني قريب نيم ميليون . بعد به او گفتم :

  1. اين خواجه نصير طوسي كه راجع به يك شكل هندسي ، يك كتاب نوشته و قريب پانصد هزار حكم از آن استنباط كرده ، شما آن كتاب و خود خواجه را مي شناسي ؟

گفت : نخير.

بعد راجع به شخصيت خواجه مقداري صحبت كرديم و به او گفتم : اين خواجه وقتي كه در بغداد حالش دگرگون شد و ديد دارد از اين نشائه به جوار الهي ارتحال مي كند، وصيت كرد:

  1. مرااز كنار امام هفتم ، باب الحوائج الي الله ، از اين معقل و پناهگاه بيرون نبريد و در عتبه به خاك بسپاريد و روي قبر در پيشگاه امام هفتم ; مثلا نوشته نشود، ((آيت الله ((علامه )) اين امام است ، حج الله . قرآن ناطق و امام ملك و ملكوت است . روي قبر من بنويسيد: وكلبهم باسط ذراعيه بالوصيد.

واين عالمي است صاحب اين همه كتاب در حكمت ، فلسفه ، عرفان ، رياضيات ، فقه و اصول ، علوم غريبه ، معماري و مهندسي و بنا كننده رصد خانه مراغه و صاحب زيج ايلخاني وبالاخره خواجه نصير الدين طوسي و استاد بشر و استاد كل في الكل . اما در پيشگاه امام هفتم اين طور وصيت مي كند كه روي قبرش بنويسند . او مي داند

گفتن بر خورشيد كه من چشمه نورم

دانند بزرگان كه سزاوار سها نيست

سها ستاره اي است خيلي كوچك ، طرف قطب شمال . در كتابها نوشته اند كه نور چشم را به وسيله آن امتحان مي كنند. هر كس ستاره سها را ببيند، چشمش خيلي قوي است . حالا ستاره سها بيايد در پيش آفتاب عالمتاب ، بگويد من هم نور دارم .

و جناب نظام الدين نيشابوري در شرح خود بر شرح مجسطي وقتي اين احكام را از خواجه نقل مي كند، مي نويسد:

تعجب مدار از آيه قرآن كه ((ولو ان ما في الارض من شجر اقلام و البحر يمده من بعده سبع ابحر مانفدت كلمات الله ان الله عزيز حكيم ))

وقتي از يك شكل هندسي مي شود قريب نيم ميليون حكم استنباط كرد چه مي پنداري درباره كلمات قرآن .))

يكي از اساتيد و مشايخ بزرگوار ما مي فرمود:

((عارف نامور، جيلي ، صاحب ((انسان كامل )) و رساله ((الكهف والرقيم )) نوزده جلد كتاب در تفسير بسم الله الرحمن الرحيم نوشته است . ))

بسم الله نوزده حرف است و ايشان راجع به هر حرف يك جلد كتاب نوشته است

علامه در نمایشگاه کتاب 89

بازدید حضرت علامه حسن زاده آملی

 

از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران ۱۳۸۹

 


 










 

روایتگری از طلبه ای از حضور حضرت علامه حسن زاده آملی

 در نمایشگاه کتاب تهران ۸۹

روز دوشنبه حدود ساعت 10:30 در بخش کتابهاي عربي ديدم قسمتي ازدحام جمعيت وجود دارد. خودم را به آنجا رساندم و با ديدن شخصي که در برابرم بود حسابي ذوق زده شدم. علامه بزرگوار حسن‏زاده آملي در حالي که با يک دست عبايش را جمع کرده بود و با دست ديگر عصايي  را حمل مي¬کرد با آرامش و وقار از کتب عربي ديدن مي‏کرد.
خودم را به ايشان رساندم و شانه سمت چپ ايشان را بوسيدم ايشان با صداي آرام و با لبخندي زيبا گفتند مي-خواهي جيب مرا بزني؟؟ روحيه خوب و اخلاق خوش ايشان آن هم در ان سن براي من بيار جالب بود. تقريبا هر کس با ايشان مواجه مي‏شد ايشان با مطايبه‏اي دل‏انگيز خنده بر لبان او مي‏نشاند.
شخصي کودک خردسال خود را نزد ايشان آورد و ايشان دستي بر سر کودک کشيد و 2 هزار تومان تبرکا به او داد. پدر کودک بعد از آن با لهجه اصفهاني از من پرسيد آقا کي باشند؟ من جواب دادم علامه حسن زاده. آن مرد با فرياد همسرش را صدا زد و با تعجب خاصي گفت بيا علامه حسن زاده! گويا تازه فهميده بود کودکش به محضر چه کسي رسيده است. من همراه علامه قدم مي‏زدم و به ايشان نگاه مي‏کردم که النظر الي وجه العالم عباده! مسئول بخش کتابهاي عربي در مورد برخي کتابها به علامه توضيح مي¬داد و علامه برخي کتابها را انتخاب مي¬کرد تا انها را خريداري کند. تا زماني که من همراه ايشان بودم شايد نزديک 50 جلد کتاب خريداري کردند البته برخي غرفه¬ها هم کتبي را به ايشان هديه مي¬دادند. با خود مي‏انديشم اطلبوا العلم من المهد الي اللحد!
طلبه جواني برا ي اينکه سوالي از علامه پرسيده باشد از روي علاقه بسيار خود به نزد علامه آمد و پرسيد چقدر نحو بخوانيم!!!؟ متوجه نشدم علامه چه جوابي داد اما سوال آن طلبه برايم جالب بود.
جوان ديگري با چشماني اشک آلود خود را به نزد علامه رساند و درخواست هديه‏اي از اشان کرد علامه گفت يه کشيده بهت بزنم؟ چي مي‏خواهي؟
جوان گفت دعامون کنيد. علامه با دست چانه جوان را گرفت و زل زد به صورت او  و گفت حيف شد تو آخوند نشدي! حالا اشکهاي جوان جاري شده بود و مبهوت به علامه نگاه مي‏کرد.
دوساعتي علامه در بين کتابها گشت زد.
اطرافيان علامه در صدد تماس با وزير ارشاد هستند تا به استقبال ايشان بيايد اما خبري از وزير نيست و در اواخر بازديد علامه معاون وزير براي خوش‏آمد گويي نزد علامه مي‏آيد! تواضع و افتادگي علامه بسيار چشم گير بود اما اين نکته را نبايد غافل بود که حضور علامه در نمايشگاه کتاب افتخاري براي نمايشگاه است. متاسفانه اين رويداد مهم براي نمايشگاه هم از ديد وزير ارشاد مخفي ماند هم خبرگزاري‏ها. فقط باشگاه خبرنگاران جوان از صدا و سيما توانست زيرکي کند و مصاحبه کوتاهي با علامه ترتيب دهد. بعد از اصرار فراوان هنگاني که علامه از بخش عربي خارج شده بود و قصد سوار شدن ماشين را داشت خبرنگاري از باشگاه جلو آمد تا سوال خود را بپرسد. علامه به محض مواجه شدن با خانم خبرنگار گفت فرزند عزيزم اين کتاب وجودت را پاک و پاکيزه نگه دار. فرزند عزيزم! خبرنگار از علامه خواست تا توصيه اي به جوانان داشته باشد که علامه قول داد هنگامي در ماشين نشسته است پاسخ او را بدهد و البته اين کار را هم کرد.
هنگاني که علامه در ماشين نشسته بود جواني جلو آمد و گفت آقا اجازه مي‏دهيد دستتون رو ببوسم؟ علامه با خنده گفت نه! جوان دوباره اصرار کرد علامه پاسخ داد برو تا يه کشيده نزدم تو صورتت! فحشت ميدما! جوان صورتش را جلو برد و گفت شما کشيده بزني هم قبوله و علامه با مهرباني خيلي آرام ضرباتي به گونه جوان نواخت و خنديد و گفت سگ پدرت نجسه! من هم گفتم يه کشيده هم به من بزنيد و علامه محترمانه شايد چون من ملبس بودم گفت نه دست شما رو مي‏بوسم! من از خجالت آب شدم که کاش اين جمله را نمي‏گفتم!
علامه سوار پژوي توسي رنگي شد و از نمايشگاه رفت و خيلي ها نفهميدند چه کسي پاي در مصلاي تهران گذاشت. بي‏شک يکي از مصاديق اين حديث که فرشته‏ها بالهاي خود را اهل علم فرش مي‏کنند جناب علامه حسن‏زاده است. آن روز نمايشگاه کتاب را فرشتگان با بالهايشان براي علامه فرش کرده بودند.
از غرفه عربي بيرون آمديم. نسيم خنکي مي وزيد و باران اندکي هم آمد. روز به ياد ماندني براي من شد!

سلامتی علامه

آیت الله حسن زاده آملی در سلامت کامل بسر می برد
به گزارش خبرنگار برنا در قم، حجت الاسلام حسین حسن زاده آملی فرزند آیت الله حسن زاده آملی ضمن تکذیب برخی شایعات درخصوص وخامت حال این بزرگوار، گفت: آیت الله حسن زاده آملی در سلامت کامل بسر می برد و حال عمومی این عالم بزرگوار خوب است.

وی افزود: ایشان هم اکنون در تهران بسر برده و در حدود دو سال است بدلیل کهولت سن مباحث درسی خود را تعطیل نموده است.

همت مضاعف علامه

همت مضاعف علامه حسن زاده آملي به نقل از شاگردشان استاد صمدي آملي:

بايد اهل همت بود ، استاد عظيم الشأن ما ( علامه حسن زاده آملي ) مي فرمود :

آن زمان كه در تهران بودم ، به دليل مشكلاتي ماهها در انباري كوچكي از پشت بام خانه اي ، با زن و فرزندانم به اجاره نشسته بودم اما در آن مدت حتي يك ساعت از درس هيئتم را تعطيل نكردم ....

علامه حسن زاده آملي

در جاي ديگر مي فرمودند :

13 سال ، هر روز بعد از نماز صبح ( بين الطلوعين ) براي درس خدمت علامه شعراني مي رسيدم ، بعد از طلوع آفتاب هم كلاس دوم شروع مي شد ، عده اي مي رفتند و عده اي ديگر مي آمدند ، اما من مي نشستم و تا اذان ظهر ، حدود هفت ساعت خدمتشان بودم و كسب معارف مي كردم ، اما باز دلم آرام نمي گرفت و به همراه ايشان به مسجد مي رفتم و نماز مي خواندم و دوباره تا دم خانه با ايشان مي آمدم تا شايد بتوانم در راه هم كُد و رمزي از ايشان بگيرم.

بعد مي فرمودند :

براي اين كه مبادا از صبح تا ظهر ، نيازي به رفع حاجت پيدا كنم و مبادا ناچار شوم – مثلا – به آقايم بگويم : « دستشويي منزل شما كجاست؟ » در اين 13 سال نه شب شام خوردم و نه صبح صبحانه !

رهبری و علامه

                                                     

 

 

 سخنرانی عرشی

حضرت علامه حسن زاده آملی (روحی فداه)

درباره مقام رهبر عزیز 

حضرت آیت الله معظم جناب خامنه ای کبیر(روحی فدا)

 

متن سخنرانی

رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید. عالمی، عادلی،‌ رهبری، مؤمنی، ‌موحدی،‌ سیّاسی، دلداری، رهبری، انسان ربانی، پاك،‌ منزه، كه دنیا شكارش نكرده من جایی [سراغ] ندارم که عرض کنم.

همان که عرض کردم:

نه شكوفه‌ای،نه برگی،نه ثمر،نه سایه دارم/همه حیرتم كه دهقان به چه كاركشت مارا

قدر این نعمت عظمی را كه خدا به شما عطا فرمود، قدر این رهبرِ ولیّ وهمان عبارات كه سرور عزیزم جناب استاد حدادعادل، ارائه دادند؛ رهبری، ولیی، الهی.

الآن این انسجام ما، تكلیف شرعی ماست. مبادا عزیزان! آقایان مبادا! (این "مبادا" را توجه داشته باشید)

مبادا آقایان! اول انقلاب یادتان هست چند فرقه برخاستند كه می‌خواستند كشور را تجزیه كنند؟ حواستان جمع باشد، مبادا این وحدت ما را! مبادا این جمعیت ما را! مبادا این كشور علوی را! مبادا این نعمت ولایت را! از دست شما بگیرند.

الآن این انسجام ما، تكلیف شرعی ماست. مبادا عزیزان! آقایان مبادا! (این"مبادا"را توجه داشته باشید)

خدایا به حق پیغمبر و آل پیغمبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی، حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.

و الهی آمین، الهی آمین، الهی آمین. بعدد كلماتت آمین.

 (لازم به ذکر می باشد سخنرانی حضرت علامه برای چندین سال قبل می باشد)

ملاقات با امام

ملاقات حضرت علامه با امام خمینی(ره)  

 
 
 
 
 قبل از پانزده خرداد سال هزار و سیصد و چهل و دو کهدر تهران مشغول تدریس بودم،شنیدم حضرت آیت الله العظمی امـام خمینی(قدس سـرّه) روحانیــانی را که برای ایام محــرّم جهت تبلیغ به اطراف و اکناف میـروند موظف نمـوده انـد که مسـایل اجتمــاعی و سیـــاسی عالَـم اسلام و مشکلات جـامعه مســلمین و خصـوصـااوضاع ایــران را به گوش مـردم بــرسانند و مــردم را دراین زمینه آگاه نمایند،لذا بنده که برای ایام محرّم عازم آمل بودم احســاس کــردم این وظیفه متــوجه من نیـز می باشـد و باید در انجام آن بکوشـم،بـدین جهت قبـل از آنکه بسوی آمل بروم خود را به قم رسانیدم.قمی که با هیچ یک از خیابانها و کوچه هایش آشنا نبودم،سراغ منزل امام را گرفتم و به حضورشان شرفیاب شدم و به محضرشان عرضه داشتم که بنده حسن حسن زاده آملی هستم و فعلا در حوزه علمیه تهران مشغول تحصیل و تدریسم.اساتید من عبارتند از حضرت علامه میرزا ابوالحسن شعرانی و ...شنیدم که حضرت عالی روحانیون را مکلف کرده اید تا مسائل سیاسی و مشکلات اجتماعی مسلمین را برای عموم مردم بیان کنند.لذا من که یکی از طبای سرشناس آملم و جهت تبلیغ عازم آن دیارم،آمده ام به شما بگویم من هم مانند دیگران در خدمتم و شما نیز ان شاء الله در اهدافتان موفق خواهید شد و همه با هم دست بدست هم می دهیم و انشاءالله تعالی کشور را از دست فسقه و فجره نجات می دهیم و دین خدا را پیاده می کنیم ... .

منبع:کتاب «جمال سالکین»شرح حال حضرت علامه حسن زاده آملی/ص175
برگرفته از وبلاگ حامل اسرار
 

 

استاد صمدی

ق

به اطلاع دوستان اهل معرفت میرسانیم که سخنرانی استاد صمدی آملی در دهه اول محرم در شهرستان قائمشهر در تکیه ابوذر برگزار میگردد

امام هادی در آثار علامه

امام جواد الائمه در آثار علامه حسن زاده آملی

 
 
كما اين كه داريم :
البلاء للولاء در نظام عالم هم ، بلا ديدن و زجر كشيدن ، ارزش آفرين است . دانه گندم وقتى زير خاك مى رود، زحمتى تحمل مى كند و رنجى مى كشد، اما تبديل به ساقه و خوشه مى شود و بعد هم وقتى زير سنگ آسيا خرد مى شود و بيشتر بلا مى كشد، اما تبديل به ساقه و خوشه به آرد مى شود و باز هم ارزشش بيشتر مى گردد و بعد هم كه بايد برود داخل تنور و در آتش ‍ افتد، تا تبديل به نان شود و قيمتش افزون شود و همين طور...
پس كسى كه نظام عالم را نمى داند و از نقش بلا و رنج در كسب كمال غافل است ، بلايا را بد و منكر مى داند، مانند بسيارى از مردم كه بلافاصله در برابر مصائب ، زبان به شكوه مى گشايند و توان تحمل مشقات را ندارند.

منبع:فضایل و سیره چهارده معصوم در اثار علامه حسن زاده آملی

ب

الحمدالله با همه چوب لای چرخ گذاشتنها تدریس آقا صمدی آملی در تهران با موضوعات هیئت ونهج الولایه و در قم با موضوع انسان در عرف عرفان در مسجد آیت الله بهجت برگزار میگردد